ابن مهلب ( نواده مهلب پسر محمد پسر شادى )
254
مجمل التواريخ والقصص ( تصحيح ملك الشعراء بهار ) ( فارسى )
ببايد گرويدن ، بعد از آن [ مهتران ] غلبه برآوردند و اسقف را بكشتند ، ملك از بالاى منظر گفتا ساكن باشيد كه من شما را خواستم كه بيازمايم ، و پاسخ خود فرستم ، و مهتران را بخشنودى بازگردانيد ، ( 167 - آ ) پس با رسول گفت من مسلمانم ، پاسخ [ 1 ] قوم شنيدى ، ازين بزرگتر مرد نبود كه او را بكشتند ، و اگر من همچنان كردمى با من همان كردندى ، پس بدين سان پاسخ كرد ، و رسول را خبر داد ، و گويند پيغامبر را هديه فرستاد . حديث ملك عمان : وى عمرو بن العاص را پاسخ نيكو داد ، و روايت كنند كه مسلمان شد ، و جواب نوشت . السنة السابعه در محرّم غزو خيبر و گشادن حصار ، و تزويج صفيه با پيغامبر [ بود ] و باز صلح كردند با [ مردم ] فدك در صفر [ 2 ] [ و ] زنى جهود پيغامبر را زهر داد بر [ 3 ] بزغالهء بريان كرده تا خداى تعالى بسخن آوردش ، و گفت : لا تاكل منّي يا رسول اللّه فانى مسمومة ، بعد از آنك پيغامبر لقمه بدهن اندر نهاده بود و خاييده ، و اين هم از معجزات بود ، و اندر ماه ذو الحجه [ 4 ] پيغامبر عليه السلام بعمرة القضا رفت ، و حج كرد [ 5 ] و پيش ازين غزو وادى القرى بود ، و آن چهار سپاه كه بتاختن فرستاد بجايها ، اندر ذى قعده بود چنانك گوئيم . السنة الثامنه اندر اوّل سال لشكرها فرستاد بسريتها ، و بسيارى عرب مسلمان شدند ، و اندر ماه رمضان غزو موته بود ، و پس فتح مكه ، و كعبهء معظم از بتان خالى كرد ، و اهل مكه جمله مسلمان شدند ، و ابو سفيان ( 167 - ب ) حرب ، همين سال اسلام يافت ، با بقيت مكه ، و اندرين [ 6 ] غزو آيت آمد به روزه گشادن بيماران در رمضان و در سفر ، قوله تعالى : فَمَنْ كانَ مِنْكُمْ مَرِيضاً أَوْ عَلى سَفَرٍ فَعِدَّةٌ مِنْ أَيَّامٍ أُخَرَ ، و غزو حنين [ 7 ] بطائف بود بعد ازين در شوال ، و اندرين غزا بود كه پيغامبر صلى اللّه عليه شمشير كشيده بود و پيش حرب اندر شده و همى گفت :
--> [ ( 1 ) ] متن : با هيج [ ( 2 ) ] ظ : و در اين سفر زنى [ ( 3 ) ] متن : بزبز [ ( 4 ) ] طبرى : ذى القعده ( ج 3 ص 1594 ) [ ( 5 ) ] متن : حج رفت [ ( 6 ) ] متن : در اين سطر غزو موته و چند جمله از سطر سابق تكرار شده بود [ ( 7 ) ] متن : چنين